يادداشت هاي يک دختر

اگر من هنوز ازدواج نکرده ام…
jتقصیر ساعت کاری ام است که صبح خروسخوان می روم و صلاة ظهر می آیم و شانس
دیده شدن را از دست می دهم!
تقصیر خواهرم است که از شوهرش طلاق گرفت و باعث شد نظر همه نسبت به ما عوض
شود!
تقصیر بابا است که آن قدر پول ندارد که چشم ملت در بیاید!
تقصیر مامان است… مگر نمی گویند مادر را ببین دختر را بگیر؟!
تقصیر پسرعموست که نفهمید عقد دختر عمو و پسرعمو را در آسمان ها بسته اند!
تقصیر استادمان است که جلوی همه به من ابراز علاقه کرد و باعث شد دیگر کسی
جرات نکند از من خواستگاری کند!
تقصیر مادر شوهر عمه است، می دانم که بختم را او بسته!
تقصیر پسر همسایه دست راستی است که به خودش اجازه داد از من خواستگاری
کند!
تقصیر پسر همسایه دست چپی است که به خودش اجازه نداد ازمن خواستگاری کند!
تقصیر تلویزیون است که توی همه سریال هایش همه جوان ها ازدواج می کنند و
اصلا به مشکلات ما جوان های ازدواج نکرده نمی پردازد!
تقصیر مطبوعات است که توی مطالبشان همه جوان ها از هم طلاق می گیرند و
مردم را نسبت به ازدواج بدبین می کنند!
تقصیر دولت است که فکری برای حل بحران ازدواج جوان ها نمی کند!
قصیر مجلس است که به جای سربازی اجباری، پسرها را مجبور به ازدواج اجباری
نمی کند!
تقصیر مردم است که انقلاب کردند و باعث شدند مدارس مختلط جمع بشود!
تقصیر رییس جمهور است که نمی آید مرا بگیرد برای پسرش!!؟!
تتقصیر عراق است که کلی از پسرهای آماده ازدواج ما را به کشتن داد!
تتقصیر هلند است که همجنس بازی را رواج داد تا مردها دیگر نیازی به زن
گرفتن نداشته باشند!
تتقصیر انگلیس است، این که اصلا گفتن ندارد. همه می دانند که همیشه و همه
جا کار، کار انگلیس است!
تتقصیر سازمان ملل است که روی سردرش نوشته شده"بنی آدم اعضای یکدیگرند" اما
مشخص نکرده که مثلا من جیگر کی هستم؟!
تقصیر کره زمین است که جوری نچرخید که من و نیمه گمشده ام به هم برسیم!
تقتقصیر قمر است که روز به دنیا آمدن من در عقرب بوده
غبلا تو این وبلاگ متالب خنده دار می ذاشطم. اما دیدم خندیدن دردهارو کم نمی کنه.